˙·٠•● تــــرکـی آذربایجانی ●•٠·˙
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط سعید

سید محمد حسین بهجت تبریزی در شهریور سال 1286 هجری شمسی (1325 هجری قمری) در بازارچه ميرزا نصرالله تبريزي واقع در چايكنار تبریز در خانواده ای متدیّن، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میرآقای خوشکنابی از وکلای مبارز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود. در سال 1328 هجري قمري كه تبريز آبستن حوادث خونين وقايع مشروطيت بود پدرش او را به روستاي قيشقورشان و خشكناب منتقل نمود. دوره كودكي استاد در آغوش طبيعت و روستا سپري شد كه منظومه حيدربابا مولود آن خاطرات است.

دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال1300 به تهران رفت و در مدرسه دارلفنون به تحصیل پرداخت و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد. حدود یک سال قبل از گرفتن مدرک دکتری خود به علت شوریدگی های عاطفی ترک تحصیل کرد. در سال 1313 که شهریار در خراسان بود پدرش در گذشت. وی بعد از مدتی به تبریز بازگشت و در بانک کشاورزی مشغول به کار شد. در سال 1331 مادر شهریار در گذشت مدتی بعد از آن شهریار با یکی از آشنایان خود در تبریز (عزیزه عمید خالقی) ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو دختر و یک پسر بود.

وی نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا، تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.

طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم" حید ربابایه سلام" را به زبان مادریش بیافریند .وی در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:

قاری ننه گئجه ناغیل دئینده ،

کولک قالخیب قاپ باجانی دؤینده،

قورد گئچی نین شنگیلیسین یئنده،

من قاییدیب بیرده اوشاق اولایدیم،

بیر گول آچیب اوندان سورا سولایدیم.

شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت

بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،

هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،

ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم.

از دوستان شهـریار مرحوم شهریار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان نام بـرد.

وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد ولی بعداً دو بار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع "که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد" و بار دیگر "روم به شهر خود و شهریار خود باشم" آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار عوض کرد.

اشعار نخستین شهریار عمدتاَ بزبان فارسی سروده شده است. شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت: "پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود" این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.

منظومه «حیدر بابایه سلام» در سال ۱۳۲۲ منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت. "حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است. شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است. منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

شهریار در شعر بسیار لطیف "خان ننه" آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است.

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.

شهریار شاعر سه زبانه است او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذری، فارسی و عربی است .

عمق تعلقات دینی و توجهات مذهبی خانواده و نیز شخص استاد شهریار به حدی است که عشق به ائمه اطهار علیه‌السلام در بسیاری از اشعارش عینا هویداست.

او در نعت حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید:

ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد ببین که سر بکجا می کشد مقام محمد

بجز فرشته عرش آسمان وحی الهی —— پرنده پر نتوان زد به بام محمد

به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن  ——– که نقش مهر نبوت بود بنام محمد

شهریار در شعر یا علی علیه‌السلام در مورد حضرت امیر المومنین علیه‌السلام می فرماید:

مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی  ——  دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا ——  می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

اشعار شهریار در ستایش امام اول شیعیان جهان سرآمد سلسله مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است.

علی ای همای رحمت توچه آیتی خدارا —— که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگرخداشناسی همه در رخ علی بین —— به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن —— که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

گفته شده که شهاب الدین مرعشی نجفی از فقهای شیعه درست در لحظهٔ سرودن شعر (علی ای همای رحمت) توسط شهریار در خواب آن را شنیده‌ است.

شهریار جانسوزترین اشعار خود را تقدیم حضرت سید الشهداء (ع) و حماسه ابدی او کرده است:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین  ——  روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

ازحریم کعبه جدش به اشکی شست دست  ——  مروه پشت سرنهاداماصفا دارد حسین...

شهریار به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد و اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی آذری و فارسی سروده است:

گویند من آن جنین که مادر ——  از خون جگر بدو غذا داد

تا زنده ام آورد به دنیا  ——  جان کند و به مرگ خود رضا داد

هم با دم گرم خود دم مرگ  ——  صبرم به مصیبت و عزا داد

من هرچه بکوشمش به احسان ——  هرگز نتوانمش سزا داد

جز فضل خدا که خواهد اورا ——  با جنت جاودان جزا داد

اصولاْ شرح حال و خاطرات زندگی شهریار در خلال اشعارش خوانده میشود و هر نوع تفسیر و تعبیری که در آن اشعار بشود، به افسانه زندگی او نزدیک است. عشقهای عارفانه شهریار را میتوان در خلال غزلهای انتظار، جمع وتفریق، وحشی شکار، یوسف گمگشته، مسافر همدان، حراج عشق، ساز صباء، نای شبان و اشک مریم، دو مرغ بهشتی و خیلی آثار دیگر مشاهده کرد.

محرومیت وناکامیهای شهریار در غزلهای گوهرفروش، ناکامیها، جرس کاروان، ناله روح، مثنوی شعر، حکمت، زفاف شاعر و سرنوشت عشق بیان شده است. خیلی از خاطرات تلخ و شیرین او در هذیان دل، حیدربابا، مومیای و افسانه شب به نظر میرسد. قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است. سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است.

سرانجام خورشید حیات شهریارملک سخن و افتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد. اما او هرگز نمرده است زیرا اکنون نام او زیبنده روز ملی شعر و ادب ایران (بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی "روز ملی شعر و ادب" نامیده شده است) و نیز صدها، میدان، خیابان، مرکز فرهنگی، بوستان و … در ایران و نیز در ممالک حوزه های ترکستان (آسیای مرکزی و قفقازیه و ترکیه) می باشد.

۲۷ شهریور ماه سال ۱۳۶۷ شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است. در آنروز پیکرش بر دوش دهها هزار تن از دوستدارانش تا مقبره الشعرای تبریز حمل شد و در جوار افاضل ادب و هنر به خاک سپرده شد (بنا به وصیت خودشان).


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک